تبليغاتX
سر هم

سر هم

'گلادیاتور

یکی از بهترین بازی های تحت وب فارسی که چون بازی بسیار وسیعی است خودتان باید تجربه کنید

ثبت نام در بازی

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 12:46  توسط امیرحسین  | 

آسماندژ

                                               ثبت نام در بازی

فرار از منظومه شمسی:

خلاصه ای از قسمت اول داستان بازی
سال 2808 منظومه شمسی. بشر در اوج پیشرفت تکنولوژیکی خود به سر می برد. عمر بشر به متوسط 150 سال رسیده و با استفاده از پرش در Hyper Space به فواصلی در حد 10 واحد نجومی بشر موفق شده که نسل خود را در منظومه شمسی گسترش دهد و ایجاد و استفاده از کرم چاله ها همچنان بزرگترین آرزوی بشر برای دست یافتن است.
دولت واحد بین منظومه ای بخاطر اختلافاتی که بر سر قدرت بین انسانها شکل گرفت متلاشی شد و باعث شد که آدمیان به سه گروه تقسیم شوند.گروه اکثریت در کره زمین باقی ماندند، گروهی به قمر ادیسه رفتند و گروه اقلیتی مخاصم در اقمار مصنوعی مریخ سکنی گزیدند. گروه سوم برای برتری پیدا کردن نسبت به دو گروه دیگر و تصاحب زمین دست به ساخت روباتهای جنگجو زدند. نئوریس ها رباتهای جنگنده ای بودند که قابلیت ساخت و تعمیر و ارتقا بخشیدن به خودشان را دارا بودند. جنگ منظومه ای اول بین این سه گروه در گرفت و سر انجام با عملیاتی انتحاری دو گروه دیگر بر ضد اقلیت تند رو و بی اثر کردن موقتی نئوریسها به پایان رسید این عملیات و گروه انتحاری آن سایۀاژدر نامیده شدند. بعد از این عملیات رباتها به خارج از منظومه شمسی رانده شدند و بدون اینکه کاری به انسانها داشته باشند مشغول ارتقا خودشان شدند.
سالها گذشت تا بر حسب اتفاقی دردناک جنگ منظومه ای دوم، این بار بین روباتها و انسانها شکل گرفت. قدرت غیر قابل دفاع رباتها باعث شد که انسانها تنها راه نجات را در فرار از منظومه شمسی بیابند. کلیه دانشمندان به یاری یکدیگر گروهی به نام گروه نجات تشکیل دادند و تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا موفق به ساخت سکوی پرتابی بشوند که بتواند با استفاده از کرم چاله، انسانها را به چند صد سال نوری دورتر فراری دهد. سرانجام سکو ساخته شد و انسانها موفق شدند در گروههای 1000 نفری از منظومه شمسی به منظومه دیگری بگریزند.
انسانها در این منظومه جدید سه هدف را دنبال می کردند:

  • بقای نسل انسان .
  • ساخت تجهیزات پرش برای فرار در صورت حمله احتمالی رباتها .
  • تجهیز کردن خودشان برای حمله و بازپس گیری منظومه شمسی و نابودی روباتها .

جستجو برای سرزمین جدید:

با ورود انسانها به منظومه جدید فصل جدیدی از تاریخ تمدن بشر شکل گرفت. انساها بعد از پرتاب به این نقطه از فضا تلاش برای زندگی جدید را آغاز کردند. خانوده های زیادی در جریان جنگ با رباتها از هم پاشیده شدند. انساهای زیادی در جریان فرار از عزیزانشان جدا شدند ولی امید به زندگی باعث شد که انسانها تمام تلاش خود را برای یافتن مامن جدیدی برای زندگی به کار بگیرند. با همدلی و یکرنگی افراد، سیارکهای جدیدی برای زندگی انتخاب و حیات زمینی در آنها آغاز گشت.

بازسازی و توسعه تمدن بشر:
مشکل اساسی برای زندگی در این سیارکها این بود که علارقم دانش بشر، زیرساخت تکنولوژیکی لازم برای استفاده از این دانش موجود نبود. پس همگان شروع به ساخت کارخانه ها معادن و سایر تجهیزاتی پرداختند که برای ادامه حیات به آنها احتیاج داشتند.
جنگ برای ادامه بقا:
کمبود منابع در منظومه جدید به سرعت انسانها را به فکر تصاحب سایر سیارکها انداخت. در این میان درگیری بین انسانها اجتناب ناپذیر بود و شکل گیری اتحاد ها و صلح کردن با بعضی از همسایگان و جنگ با سایرین به زودی شکل گرفت.

و داستان ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 13:53  توسط امیرحسین  | 

دانلود عکس

حدود ۱۱۵تا عکس از کارتون پاندای کنگ فو کار برای دانلود گذاشتم. برای دانلود اینجا را کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 12:2  توسط امیرحسین  | 

مرگ انسان

انسان ها یک روزی به وجود می آیند اما هیچ وقت از میان نمی روند، بلکه روزی که خدای بزرگ و توانا جان ها را از جسم ما بیرون می آورد؛ ما سفری به جای دوری داریم که به آن برزخ می گویند. اما آنجا پایان زندگی نیست و زندگی انسان در آنجا نمام نمی شود بلکه آغازیست برای یک زندگی دیگر و آغاز آن روز، روز آخترت است.

خیلی ها مرگ را سخت می دانند و می گویند مرگ پایان زندگی است، اینها کسانی هستند که خدا را فراموش کرده اند و به این دنیا دل بسته اند و با این دنیا انس گرفه اند. اما برای تعداد کمی از انسان ها مرگ شیرین است، کسانی این طور هستند که خدا را فراموش نکرده اند و دنبال جاه و مکان دنیا نبوده اند و ایمان به روز آخرت داشته اند.

مرگ انسان به خودش بستگی دارد، اگر بخواهد با دلی آسان سفر خود را آغاز کند باید از فرمان های خدا آگاه باشد و به آنها احترام بگزارد و انجامش دهد. خداوند کسانی را دوست دارد که فرمان هایش را عمل کند. اما بعضی از انسان ها به گمراهی می روند.

به امید دیدن او و رفتن از این دنیا

مرگ از نگاه یک نوجوان متتظر

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 19:59  توسط امیرحسین  | 

انتظار او

 من عاشقم عاشق مولایم، عاشق او مولایی که ما او را نمی بینیم اما او شاهد گناهای کوجیک و بزرگ ماست مرا ببخش می دانم باید از او معذرت بخوام اما خجالت می کشم ؛ خجالت می کشم تا با او رو به رو شوم آمدم پیش تو تا مرا دلداری دهی ای مولای من نمی دانم از من دلگیری یا نه فقط ازت می خوام کمکم کنی، کمکم کن ای مولا، من را کمک کن تا جلوی پروردگارم شرمنده نباشم

چند روزی است دلم گرفته نمی دانم به کجا بروم آمدم پیش تو تا کمی آرام شوم  تا برای چند لحظه با تو تنها باشم مولای من پس کی می آیی ؛ کی می آیی تا مردم را از ظلم ستم نجات دهی. مولای من ،آقای من، هنوز جمعه وقتی که خورشید غروب می کنه حال و هوای دیگری دارم، حال و هوای غریبی، تنهایی، به نظرم دنبال یک کسی هستم . من هنوز غروب های جمعه منتظرت هستم. من رو منتظر نگذار. آقاجان، صاحب الزمان پس کی زمان آمدن تو می رسه.

  دل نوشته ای از یک  نوجوان عاشق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 22:35  توسط امیرحسین  |